شمارهٔ ۸۶

غزلیات

جور و جفای تو نیک و بد بسر آید
خط تو آخر بدیر و زود برآید

ناوک مژگان تو چو تیر سحرگه
پوست ندارد خبر که بر جگر آید

ماه چوبیند رخت ز دست درافتد
سرو چو بیند قدت زپای درآید

خوی تو زین به شود که هست ولیکن
کار بصبر و بروزگار برآید

با تو همه ناز بود و بی تو همه غم
چون بسرآمد چنان چنین بسر آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}