شمارهٔ ۸۷

غزلیات

چون رخت مملکت جم نبود
چون لبت معجز خاتم نبود

چون رخت ماه فلک هم نبود
چون توئی در همه عالم نبود

از تو مارا نه سلام و نه پیام
آخر ایدوست کم از کم نبود

غم من جمله ز دل میخیزد
هر که را دل نبود غم نبود

سوی صحرا چه روی جان جهان
باغ چون روی تو خرم نبود

با چنان زلف بنفشه چه کنی
کو بدان بوی و بدان خم نبود

لاله گر رنگ بدان میگیرد
تا چو روی تو بود هم نبود

گرچه گلرا دهنی خندانست
چشمش از رشک تو بی نم نبود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}