شمارهٔ ۹۴

غزلیات

هر که جان پیش تو فدا نکند
وصل تو سوی او ندا نکند

آفتاب از طریق حسن رود
جز به روی تو اقتدا نکند

هر کجا وصل تو نماید روی
تن که باشد که جان فدا نکند

وعدهٔ داد وصل تو ما را
مدتی رفت و هیچ ما نکند

چشم بیمار تو چه بی‌‌آب است
که به جز خون دل غذا نکند

دست رنجه مکن به کشتن من
کشتن چون منی که را نکند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}