شمارهٔ ۹۸

غزلیات

هجران تو ای پسر نگوید
تا از من خسته دل چه جوید

ترسم که دل فضول سرکش
دست از تو بخون دیده شوید

بس خار که در دلم خلد صبر
تا کی گل وصل می ببوید

گفتی که دلت زهجر چونست
از زلف بپرس تا بگوید

از باغ جمال خوبرویان
البته گل وفا نروید

بل تا همه خون شود دل از غم
تا از پی تو همی چه پوید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}