شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

رخ تو طعنه بر ماه فلک زد
سمندت خاک در چشم ملک زد

دولعل تو خرد را دیده بردوخت
دو جزع تو سمارا برسمک زد

عیار ماه گردون داشت نقصان
چو نقد خویش با تو در محک زد

اگر ازتو نماند مه عجب نیست
که باشش نقطه پروین کم زیک زد

زشرمت شد نهان در خاک خورشید
چو حسنت خیمه چون مه بر فلک زد

بساکز هجر تو خون جگر خورد
کسی کو باغمت نان و نمک زد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}