شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

چگونه عاشقی را جان بماند
که چندین روز بی جانان بماند

دریغا جان که رفت اندر سردل
بدل راضی شدم گر جان بماند

زهجرت هر شبی چندان بنالم
کز آه من فلک حیران بماند

ز دیده اشک چندانی برانم
که چرخ از آب سرگردان بماند

ز تو چشم وفا هرگز ندارم
جفا کن تا توانی کان بماند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}