شمارهٔ ۱۰۹

غزلیات

دست من تا چو دهانت باشد
کی کمر گرد میانت باشد

چیست مقصود تو از کشتن ما
که همه قصد بجانت باشد

چه شود گر بسلامی ما را
بخری گرچه گرانت باشد

ورچه ما خود بسلامی نرزیم
گر بسازی چه زیانت باشد

تو مرا بنده خود خوان و مترس
نه زیانی بزبانت باشد

دل من شاید اگر تنگ بود
بو که باری چو دهانت باشد

جان نثار کف پای تو کنم
هان چه گوئی سرآنت باشد؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}