شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

این خبر داری که من آن نیستم
با تو بر آن شرط و پیمان نیستم

ناز در باقی کن اکنون کان گذشت
ور چنان دانی تو چونان نیستم

من همی دانم که دیگر گونه‌ای
تا بدین حد نیز نادان نیستم

گفتی از عشقم پشیمانی، بلی
در پیشمانی پشیمان نیستم

دل بدادم جان همی خواهی کنون؟
بنده ام لیکن بفرمان نیستم

خواستم کردن نثار پای تو
لیکن اکنون بر سر آن نیستم

تیز کردی بر دلم دندان برو
من حریفی آبدندان نیستم

چند گوئی رو دگر یاری بگیر
گر نگیرم پس مسلمان نیستم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}