شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

دست در دامن فلان زده‌ایم
پشت پا بر همه جهان زده‌ایم

آبرو زان به باد بر دادیم
کآتش اندر میان جان زده‌ایم

نیست از ناله هیچ فایده
زین سبب قفل بر دهان زده‌ایم

در چنین رنج گویدم تن زن
نتوان زد ولیک هان زده‌ایم

مکن ای دوست قصد جان چندین
که به صدگونه سوزیان زده‌ایم

رخ ز من درمکش که با رخ تو
طعنه بر ماه آسمان زده‌ایم

آه ازآن لاف‌های بی‌معنی
کز تو در پیش این و آن زده‌ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}