شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

بامدادان بگاه خواب زده
آمد آن دلبر شراب زده

لب شیرین بخنده بگشاده
سر زلفین را بتاب زده

سنبل زلف حلقه حلقه شده
نرگس نیم مست خواب زده

چون مرادید زاشک دیده چنان
خیمه اندر میان آب زده

گفتم ای در وفا نموده درنگ
وی بخون رهی شتاب زده

چند باشیم در فراق رخت
بر رخ از دیده خون ناب زده

چند تابی تن ضعیف شده
چند سوزی دل غذاب زده

برخی ساعتی که بنشستیم
من خجل گشته او عتاب زده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}