شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
ور عشق زاهدیست کنون ما وفاسقی

تا کی کشم جفا که نه هجران و نه وصال
تاکی خورم قفا که نه عشق و نها عاشقی

از تو نه رقعه نه سلامی نه بخششی
انصاف گفت باید یار موافقی

بازم مده جوابی و آنگه چو بینیم
گوئی چرا نباشم زین هم منافقی

صد بار وعده دادی و کردی همه دروغ
صبحی بروی روشن لیکن نه صادقی

ای دیده خون گری که بدین شغل درخوری
وی دل تو صبر کن که بدین کار لایقی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}