شمارهٔ ۱۶۲

غزلیات

دوش در گلستان سحرگاهی
پرده برداشت غنچه ناگاهی

چشم بلبل بر او فتاد از دور
کرد ربی و ربک اللهی

گل بصد لطف گفت خندانش
برگ مهمان بساز یک ماهی

گفت نرگس فدای مقدم گل
شکل این شش ستاره و ماهی

بهر گل دارم این ببار آری
چه کند سیم؟ عمر کوتاهی

بر نرگس دوید بلبل و گفت
که تو بر لشگر چمن شاهی

عاشقی مفلسم حریف بدست
وجه یک ماه چاره راهی

منم امروز از زر و سیمت
وامخواهی برای دلخواهی

تا بآن عاشقیت آموزم
تا کنم مطربیت گه گاهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}