شمارهٔ ١١٧

قطعات

دی گفت دوستی که مرا موی رو سفید
بس زود گشت گر چه که آنهم تباه نیست

لیکن هنوز موسم آن نیستت برو
مور اخضاب کن که بشرع این گناه نیست

دادم جواب و گفتمش ای آنکه در جهان
از دوستان یکی چو توام نیکخواه نیست

دانی سر خضاب چرا نیستم از آنک
باز سفید کم ز کلاغ سیاه نیست

هر چند شام موسم آرام و راحتست
میدان یقین که خوبتر از صبحگاه نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}