شمارهٔ ۱۲

غزلیات

بگذشت عمر و توشه ره برنداشتیم
واحسرتا که عمر به غفلت گذاشتیم

بر باد رفت خرمن عمر ای دریغ و درد
حسرت کنون چه سود که تخمی نکاشتیم

جز صورت محال خیال امل نبود
آن نقش‌ها که بر ورق دل نگاشتیم

مشغول کار دنیی و فارغ ز آخرت
گویی که اعتقاد به مردن نداشتیم

آخر شدیم خسته و سرکوفته چو مار
زآن اژدهای حرص که بر خود گماشتیم

سیلاب مرگ زیر و زبر کرد عاقبت
کاشانه را که سر به فلک برفراشتیم

هر شام امید صبح نداریم وز غرور
آن شب نگشته روز طلب‌کار چاشتیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}