شمارهٔ ۱۶

غزلیات

تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها
من و خون خوردن و رسوایی و ناکامی‌ها

صبح نوروز خرام است، مبارک باشد
بر تنت جامهٔ چسپان خوش‌اندامی‌ها

نشئه‌ای نیست به غربت می رسوایی را
به وطن می‌بردم خواهش بدنامی‌ها

پختهٔ عشق کجا، شکوهٔ بیداد کجا؟
دل کم حوصله باشد ثمر خامی‌ها

باده می‌نوش که تا هست جهان، خواهد بود
رنگ بر چهرهٔ گل از قدح‌آشامی‌ها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}