شمارهٔ ۵۱

غزلیات

ز سوزنامهٔ من سوخت بال و پر کبوتر را
چو قمری آتش من ساخت خاکستر کبوتر را

چو دریایی که باشد موج‌زن، از شوق کوی او
به تن بال پریدن می‌شود هر پر کبوتر را

ز شوق نامه‌ام بر خاک بیتابی تپیدن‌ها
ز بال و پر مرقّع می‌کند در بر کبوتر را

چنان خوناب حسرت می‌چکد دایم ز مکتوبم
که هر پرگشته چون مژگان عاشق تر کبوتر را

ز شرح زهر غم جویا عجب نبود ز مکتوبم
که سازد همچو طوطی سبز پا تا سر کبوتر را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}