شمارهٔ ١۴٨

قطعات

کسی گفت عزت بمال اندرست
که دنیا و دین را درم یاورست

چه مردی کند زور بازوی جاه
که بی مال سلطان بی لشکرست

تهیدست با هیبت و نام نیک
زن زشتروئی که بیچادرست

بدان مرغ ماند که بر شخص او
پرو پوش بسیار و بس لاغرست

دگر کس نگر تا جوابش چه داد
بجاهست اگر آدمی سرورست

بذلت بود مرد مجهول نام
وگر خود ز مال آستانش زرست

خردمند را جاه باید نه مال
وگر مال خواهی بجاه اندرست

وگر راست خواهی ز سعدی شنو
قناعت ازین هر دو نیکوترست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}