شمارهٔ ۸۵

غزلیات

رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا
چراغ بزم ز روی تو روشن است ترا

به پیچ و تاب اگر تن دهی چو جوهر تیغ
همیشه پشت به دیوار آهن است ترا

به زور پستی فطرت فتاده ای به زمین
فراز عرش وگرنه نشیمن است ترا

تهی ز خویش شدی گرچو کسوت فانوس
فروغ شمع غباری به دامن است ترا

ز ما و من بگذر تا زمن شوی جویا
ز من نه ای تو اگر کار با من است ترا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}