شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

نادیدن جمال تو مشکل بود مرا
مژگان بهم زدن تپش دل بود مرا

آهی که سرکشد ز لبم شاخ سنبلی ست
از بسکه دل به زلف تو مایل بود مرا

همچون حباب در رفتن ز خویشتن
گام نخست دامن منزل بود مرا

تا کی توان کشید ترش رویی سحاب
در دیده هر صدف کف سائل بود مرا

کو نیم قطره خون که نثار رهش کنم
خجلت ز دست و بازوی قاتل بود مرا

در سینه دل ز فیض تو لای اهل بیت
جویا به از هزار حمایل بود مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}