جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
از تف آه من بسان حباب
فرش و دیوار و سقف خانه شد آب
شعلهٔ حسن او بسوزاند
کز نقابش کنی ز چادر آب
هر سحرگه زجام آئینه
چشم مستش کشیده بادهٔ ناب
دوش شرم نگه به آتش نرم
از گل روی او گرفته گلاب
جویای تبریزی
غزلیات
از تف آه من بسان حباب
فرش و دیوار و سقف خانه شد آب
شعلهٔ حسن او بسوزاند
کز نقابش کنی ز چادر آب
هر سحرگه زجام آئینه
چشم مستش کشیده بادهٔ ناب
دوش شرم نگه به آتش نرم
از گل روی او گرفته گلاب
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}