شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست
چشم تری که محو تماشای بیخودیست

در محشر شهادتیان نگاه او
دشت جنون و دامن صحرای بیخودیست

بی رنگ باش تا سبک از خویشتن روی
رنگ پریده زینت سیمای بیخودیست

خود را مگر ز روزن آیینه دیده است
چشم تو مست ساغر صهبای بیخودیست

جویا اسیر فکر «اسیر» که گفته است:‏
‏«آهم گواه محضر دعوای بیخودیست»‏

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}