شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
که مشت بسته چو غنچه هزار دینار است

ز مرد کار مجو جز ملایمت در خشم
که چین جوهر ابروی تیغ هموار است

خیال روی تو از بس به دیده صورت بست
به رنگ عکس ز آیینه ها نمودار است

به محفل تو سرش در کف نیاز بود
دماغ هر که به رنگ پیا له سرشار است

بیار باده که فصل شکست توبهٔ ماست
خط سیاه تو ابر بهار رخسار است

مرا به بزم طلب از بلندی همت
چو برگ لاله زبان سر به مهر اظهار است

پر است بسکه دل از گرد کلفتم جویا
خیال یار در او همچو نقش دیوار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}