شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
همیشه هرکه چو گل در پی خودآرایی است

بغیر من به خیال کسی گذار مکن
به سیر خلوت دلها مرو که رسوایی است

ز حسن کامل آن دلربایی چار ابرو
کدام دل که نه در چارسوی رسوایی است

زکوة جلوه مپندار سایه بر خاکم
ترا که موسم جوش بهار رعنایی است

به غیر خون جگر خلق را نمی ریزد
میی به ساغر دل تا سپهر مینایی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}