شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

چشمت که ز خون ما شرابی است
دایم پی خان و مان خرابی است

روی تو چو آفتاب پرنور
لعلت گل قند آفتابی است

محو خط تست چشم مستت
این کافر گوییا کتابی است

امروز لباس شاهد می
از شیشهٔ بزم او گلابی است

در عین ظهور، روی مستور
پنهان به نقاب بی حجابی است

از پلک دو چشم تر به رویم
گویی که رباعی سحابی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}