شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

رفتن از خویش به یادش سفر مردان است
وادی بی خبری رهگذر مردان است

تیغ صاحب جگران است بریدن زجهان
چشم بستن ز دو عالم سپر مردان است

ناز بر زندگی خضر کند کشتهٔ عشق
هر که سر باخت در این راه سر مردان است

اضطرابم به ره وادی مقصود رساند
طپش دل ز غمش بال و پر مردان ا ست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}