شمارهٔ ۳۵۴

غزلیات

لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
همچو گندم یک دهن نان حلالم آرزوست

تا برون آید عیار من زنقصان چون هلال
تربیت در خدمت اهل کمالم آرزوست

نکته‌سنجی با زبان خامشی دل می‌برد
قال قال مجلس ارباب حالم آرزوست

محفل‌آرای شبستان خیالش می‌شوم
بی‌تکلف صحبت بی قیل و قالم آرزوست

تا تواند گرد کلفت پاک برد از سینه‌ام
می فروشان جام صهبای زلالم آرزوست

برندارم از گریبان دست در هجران یار
در کف امّید دامان وصالم آرزوست

آرزوی شاهد و می بود جویا تاکنون
بعد از این از هر چه کردم انفعالم آرزوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}