جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
ای خودآرا ترسم از پهلوی دلآزاریت
دود برخیزد چو شمع از طرهٔ زرتاریت
همچو آن چشمی که مژگان باز در دیدن کند
برتنم بگسیخت تار بخیه زخم کاریت
جویای تبریزی
غزلیات
ای خودآرا ترسم از پهلوی دلآزاریت
دود برخیزد چو شمع از طرهٔ زرتاریت
همچو آن چشمی که مژگان باز در دیدن کند
برتنم بگسیخت تار بخیه زخم کاریت
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}