شمارهٔ ۴۵۷

غزلیات

همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
سخت مستغرقم این آینه رویان کردند

آه چون غنچه به یک جنبش مژگان این قوم
مشت چاک دل ما را به گریبان کردند

غنچه سان بسکه زخوناب جگر لبریزم
خنده را بر لب ما زخم نمایان کردند

گذر قافلهٔ اشک به مژگان افتاد
خار را فرش ره آبله پایان کردند

هیچ کس غنچه ای از باغ وصال تو نچید
همه چون لاله گل داغ به دامان کردند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}