شمارهٔ ۴۶۲

غزلیات

بگذشت نوجوانی و جسم نزار ماند
گردی درین ره از پی آن شهسوار ماند

رو داد وصل یار و همان دل فسرده ایم
این غنچه ناشگفته درین نوبهار ماند

افسوس از دلی که ز بیدردی آرمید
آسوده خاطری که زغم بیقرار ماند

هرگز نشد شکفته دل داغدار ما
این لاله غنچه در چمن روزگار ماند

جویا شباب رفت و به دل حسرتم گذشت
گل رخت بست ازین چمن و خارخار ماند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}