شمارهٔ ۴۸۹

غزلیات

آنانکه میل وصل تو خود کام می کنند
آخر ز بوسه صلح به پیغام می کنند

یک قطره خون از مژهٔ غم چکیده ایست
آنرا که عاشقان تو دل نام می کنند

مستان به رنگ شیشهٔ ساعت ز رفتنت
گرد کدورت از دل هم وام می کنند

یابند لذت شکر از سرکهٔ جبین
آنانکه خو به تلخی دشنام می کنند

قفلی ز سعی بر در روزی نهاده اند
آن غافلان که در طلب ابرام می کنند

اغیارگر شوند همه لب هلال وار
دل خوش ز بوسهٔ لب آن بام می کنند

آزادگان که دست ز صهبا کشیده اند
مستی ز تلخی غم ایام می کنند

جمعی که چون عقیق یمن پاک گوهراند
خون می خورند و آرزوی نام می کنند

جویا نیافتند ز وسعتگه قفس
ذوقی که عاشقان بخم دام می کنند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}