شمارهٔ ۵۲۹

غزلیات

بی‌رخت گل در چمن آشفتگی‌ها می‌کند
غنچه با بوی تو در یک پیرهن جا می‌کند

پیش پیش رنگ رخسار خود از خود می‌رویم
در چنین دوری که چشمت کار صهبا می‌کند

راز در هر دل که جا گیرد نفس نامحرم است
عاشقان را دم زدن چون صبح روشن می‌کند

باز دل را دیده‌ام جویا هلاک درد هجر
با سر زلف نکویان میل سودا می‌کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}