شمارهٔ ۶۴۰

غزلیات

هرکه در عشقت ز مژگان اشک نابش می‌چکد
غالبا خوناب خامی از کبابش می‌چکد

بر گل رویت نگاه شعله‌آشامان عشق
اندکی گر پا بیفشارد گلابش می‌چکد

هرکه دارد گریه‌اش سامان آهی در گره
اشک از مژگان تر همچو حبابش می‌چکد

تشنه‌لب زخمی که من دارم در آغوش هوس
تیغ او را بس که می‌افشارد آبش می‌چکد

باده پیمایی که باشد ساقی کوثرپرست
فیض از دامان تر همچون سحابش می‌چکد

درس عشقی هر که جویا بیش می‌سازد روان
صاف منصوری ز اوراق کتابش می‌چکد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}