شمارهٔ ۶۵۴

غزلیات

عشاق همچو دل به بر شیر خفته اند
این قوم زیر سایهٔ شمشیر خفته اند

از برق تیغبازی تقدیر بی خبر
خامان به ناز بالش تدبیر خفته اند

جمعی که غافلند ز حق با وجود علم
با دیده های باز چو زنجیر خفته اند

آنها که گشته اند همه محو سرخ و زرد
در جامه خواب رنگ چو تصویر خفته اند

جمعی که دل نهاده بر آن طاق ابروند
از سر گذشته بر دم شمشیر خفته اند

اشعار عاشقانهٔ جویا ز جوش درد
مانند ناله در بر تأثیر خفته اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}