شمارهٔ ٢٠۶

قطعات

ای دل از احداث روزگار نگردی
بد کنش و زشتخو که نیک نباشد

مست خرابات عشق را بملامت
سنگ مزن بر سبو که نیک نباشد

در پس آزادگان بهیچ طریقی
پیش کسان بد مگو که نیک نباشد

گر بدیئی بیند از تو کس که مبیناد
زود دلش را بجو که نیک نباشد

یار کهن را بهیچ رو مده از دست
بهر حریفان نو که نیک نباشد

با همگان باش یکزبان و مگردان
رشته وحدت دو تو که نیک نباشد

هر که بداند که بد چگونه قبیح است
هیچ نیاید ازو که نیک نباشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}