شمارهٔ ۶۶۷

غزلیات

اگر غبار ره یار می توانی شد
چو صبح مطلع انوار می توانی شد

به رنگ مردمک از ترک خویشتن بینی
چراغ خلوت دیدار می توانی شد

اگر غبار ره جستجو توانی گشت
عبیر پیرهن یار می توانی شد

به مهد کام نهنگ ار توانی آسودن
حریف عشق جگرخوار می توانی شد

به چشم دل نمک شور عشق اگر ریزی
ز خواب غفلت بیدار می توانی شد

چه غم، سکندر و قیصر نگشتی ار جویا
غلام حیدر کرار می توانی شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}