شمارهٔ ۶۷۵

غزلیات

غمی به خاطرم از بیش و کم نمی آید
به هر دلی که رضاجوست غم نمی آید

به هر چه می کنی، امیدوار بخشش باش!‏
که از کریم به غیر از کرم نمی آید

گسیختن نتواند چو با تو دل پیوست
ز هر که رام تو گردید رم نمی آید

فغان که غافلی از نکهت کباب دلم
به هر کجا که تویی بوی غم نمی آید

امید رحم ز چشم تو عین ساده دلیست
کزین سیاه درون جز ستم نمی آید

مجوی جوهر مردی ز خودنما جویا
که هیچ کار ز شیر علم نمی آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}