شمارهٔ ۸۰۹

غزلیات

چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
به یک پیاله می از صاف رنگ مالامال

ز بد مجوی بجز فتنه چون بیابد دست
زبان شورش زنبور نیست غیر از بال

چنین که سوز غمش در سر تماشاییست
تو گویی از لب هر بام سرزده تبخال

چو غنچه کیسهٔ لب بستگان تهی نبود
به فکر زر مخروش و برای مال منال

ز جنبش مژه چشمش به گفتگو آمد
چه نکته ها که ادا کرده با زبان خیال

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}