شمارهٔ ۸۲۱

غزلیات

ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
دل داده و جان باخته اش از دل و جانیم

از سیل سرابست خطر خانهٔ ما را
چون نقش قدم پر حذر از ریگ روانیم

در انجمن هرزه در ایان سبک مغز
چون گل ز ادب گوش ولی گوش گرانیم

رفتند عزیزان و چو نقش پی سالک
ما خاک نشین از پی آن راه روانیم

رفتیم به بال نگه از خویش چو شبنم
تا بر رخ خورشید مثالش نگرانیم

هرگز سر تسلیم ز فتراک نپیچیم
ما حلقه بگوشان خم زلف بتانیم

در بند گرفتاری دلهاست شب و روز
ما بنده آزادی آن سرو روانیم

در روز مجویید ز جویا سخن عشق
شبها همه شب شمع صفت چرب زبانیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}