شمارهٔ ۸۵۸

غزلیات

صد شکر کز غم چو تویی زار و خسته ام
از پهلوی رخ تو چو زلفت شکسته ام

بر دیده ام خرام که در رهگذار تو
فرش است شیشه پارهٔ رنگ شکسته ام

چون غنچه های لالهٔ نشکفته در چمن
گلهای داغ در غم او دسته بسته ام

شوخی من ملایم طبع خلایق است
بر صفحهٔ زمانه چو اشعار جسته ام

چون غنچه ای که سرزند از شاخ نازکی
دل را به تار زلف سیاه تو بسته ام

سیلاب حادثات کی از جا برد مرا
در چارموج تفرقه جویا نشسته ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}