شمارهٔ ۸۶۵

غزلیات

اسیر پیچش آن طره شکن گیرم
ز موج نکهت سنبل کنند زنجیرم

ز حیرتم چه عجب گر بماند از رفتار
به روی آب روان گر کشند تصویرم

مرا ز ضعف به دل طاقت گسستن نیست
گر از سرشک بود دانه های زنیجرم

لب سخن نگشایم عبث که همچو کتاب
عیان ز پردهٔ خاموشیست تقریرم

به سینه غنچه پیکان شود مرا گل داغ
جدا ز گلشن کوی تو بسکه دلگیرم

چو ریخت دست قضا رنگ صورت هستی
ز پیچ و تاب رگ برق کرد تحریرم

شوم ز دشت نوردی اسیرتر جویا
که همچو خانه دو نقش پای زنجیرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}