شمارهٔ ۸۶۸

غزلیات

آشنا خواهد شدن ما و ترا دل‌ها به هم
نسبتی دارند آخر شیشه و خارا به هم

نوبهاران هرکجا می‌کشی در پرده است
بسته ابر از هر طرف امروز دامن‌ها به هم

کفر و ایمان پیش سعت مشربان باشد یکی
می‌رسند این هر دو راه آخر در این صحرا به هم

او به حال من بگرید خون و من بر حال دل
چون فتد در مجلسی چشم من و مینا به هم

تا کجا کس بوسه بر خاک سر کویت زند
بعد از این خواهیم زد ما و تو استغنا به هم

معنی نور علی نور از دو سو گردد عیان
عکس اندازند اگر آیینهٔ دل‌ها به هم

دل به طوفان محبت داده جویا آگهست
نسبت نزدیک چشم ما و دریا را به هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}