شمارهٔ ۸۹۵

غزلیات

گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
سیر بهار گلشن آغوش کرده ایم

تا بر رخت چو آینه بگشوده ایم چشم
در خاطر آنچه بود فراموش کرده ایم

جز گوش دل به داد اسیران که می رسد؟
اظهار شکوه با لب خاموش کرده ایم

در سر همیشه جوش زند بادهٔ هوس
خود را خراب ساغر سرجوش کرده ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}