شمارهٔ ٢٣١

قطعات

ای وزیری که بر رای جهان آرایت
هیچ رازی پس این پرده پیروزه نماند

با چنان رای و رویت عجب ار بیخبری
زانکه در مزود من توشه یکروزه نماند

وانگهی طعنه زنندم که فلان میخواراست
چون خورم می که مرا وجه منی بوزه نماند

بسکه دریوزه کنان وام ز هر در جستم
بسر خواجه که در پای رهی موزه نماند

قوت یکروزه ازین در چو بکف می ناید
چاره دیگرم این بار بجز روزه نماند

چند بر خاک درت باد هوس پیمایم
ز آتش فقر مرا آب چو در کوزه نماند

لطف کن خواجه و تشریف اجازت فرمای
کاین گدا را پس ازین طاقت دریوزه نماند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}