شمارهٔ ۹۱۶

غزلیات

نمک پروردهٔ لعلت تکلم
گریبان چاک دندانت تبسم

ترا با چشم مخموری که داری
نگهدارد خدا از چشم مردم

تو خود را غیر میدانی وگرنه
جدا نبود ز قلزم موج قلزم

برخسارش تماشا کن خوی شرم
صفا دارد قران ماه و انجم

بناگوشی دلم را مضطرب ساخت
کزو آب گهر شد در تلاطم

فراگیرند جویا نکته سنجان
ز چشم مست او حسن تکلم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}