شمارهٔ ۹۳۱

غزلیات

خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
چون گرد پی قافله رفتم برسانم

چون دیدهٔ گریان به زبانی که ندارم
از دل به تو حرف گله رفتم برسانم

خود را ز ره شوق به سر منزل تحقیق
از خویش دو صد مرحله رفتم برسانم

در تاب و تب امشب جگر از تشنگیم سوخت
جامی به لب از آبله رفتم برسانم

گنجایش درد تو ازین بیش ندارد
از صبر به دل حوصله رفتم برسانم

روشن دل جویا ز فروغ است که فرمود
زاد رهی از آبله رفتم برسانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}