شمارهٔ ۹۵۲

غزلیات

آشفته زلف را ز صبا می‌کنی، مکن!
ما را اسیر دام بلا می‌کنی، مکن!‏

بر شیشه پاره پای هوس می‌نهی، منه
قصد دل شکستهٔ ما می‌کنی، مکن!‏

نسبت مرا به اهل هوس می‌دهی، مده
تهمت به دودمان وفا می‌کنی، مکن!‏

چون غنچه آرمیده دلم در کنار زخم
آزرده‌اش به درد دوا می‌کنی، مکن!‏

می‌کن ستم به اهل هوس گر نمی‌کنی
این شیوه گر به اهل وفا می‌کنی، مکن!‏

دل خو گرفته است به درد تو عمرها
منت کش دواش چرا می‌کنی، مکن!‏

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}