شمارهٔ ۱۰۱۸

غزلیات

گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
شده هر قطرهٔ می بر لب پیمانه گره

نبود چین جبین آینهٔ حسن ترا
چون هلال است ز ابروی تو بیگانه گره

تا قیامت به تمنای بناگوش کسی
در دل بحر بود گوهر یکدانه گره

غنچهٔ خاطر من بشکفد از شبنم اشک
می گشاید ز دلم گریهٔ مستانه گره

بر لبم بی می دیدار تو خمخانه نگاه
شده تبخاله صفت غنچهٔ پیمانه گره

زده ناخن به دلم مصرع بینش جویا
‏«ناخن شمع گشود از پر پروانه گره»‏

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}