شمارهٔ ۱۰۴۷

غزلیات

خیال تندخویی با دلم سر می‌کند بازی
که از شوخی به جای گل به اخگر می‌کند بازی

ز غیرت فوج فوج رنگ در پرواز اندازم
اگر دانم که گاهی با کبوتر می‌کند بازی

ز بیم غیر اشکم در دل صد پاره می‌غلتد
چو آن طفلی که با اوراق ابتر می‌کند بازی

چه دل‌ها خون کند چشمش ز هر مژگان به هم سودن
حریفان ترک بدمستی به خنجر می‌کند بازی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}