شمارهٔ ۱۰۶۶

غزلیات

شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
گر از میانه روی در کنار خود باشی

به روی شاهد مقصود دیده بگشایی
گر از صفای دل آیینه دار خود باشی

چو ریگ شیشهٔ ساعت خوش آن کز آزادی
سفر کنی و مقیم دیار خود باشی

بنوش باده که که گل ها ز خویشتن چینی
پیاله گیر که جوش بهار خود باشی

ز عالم گذران اعتبار گیر دمی
عجب که در طلب اعتبار خود باشی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}