شمارهٔ ۱۰۸۹

غزلیات

مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
گویی که منکسف شد از آفتاب نیمی

چون برگ لاله را هر لخت دلی ز داغت
خون گشته است نیمی، گشته کباب نیمی

در حیرتم که چون رفت از خط تمام حسنش
بایست گردد آن رو بی آب و تاب نیمی

در دور رخ خط او نام خدا چو ماه است
بیرون ابر نیمی، زیر سحاب نیمی

از لطف و قهرش امشب پیمانهٔ دل من
نیمی پر از شراب است پرخون ناب نیمی

جویا شب وصالش نصف دلت شده خوش
بنمود چهره اما از بس حجاب نیمی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}